پرسیدن از متداولترین و در عین حال ساده ترین مهارت هاست. جمع آوری اطلاعات و برقراری ارتباط از مهمترین اهداف استفاده از این مهارت هستند. پرسش ها می توانند به صورت کلامی یا غیر کلامی باشند؛ مثلا بیان جمله «می توانید بیشتر توضیح دهید؟» نشانگر این است که از طرف مقابل انتظار داریم صحبت خود را ادامه دهد (علایم کلامی)؛ یا هنگامی که در جمعی صحبت می کنیم پس از اینکه از شخصی سوال پرسیدیم، می توانیم با اشاره چشم و سر این سوال را از دیگران بپرسیم. مع ذلک پرسش های غیر کلامی کمتر به تنهایی در تعاملات به کار می روند و بیشتر همراه پرسش های کلامی مانند پایین یا بالا بردن تن صدا در پرسش، استفاده می شوند. کارکرد های پرسش: پرسش به فراخور بافت تعامل، کارکردهای مختلفی دارد که نوع پرسش تعیین کننده میزان تحقق این کارکردهاست از طریق این مهارت می توان نیازهای شخص مقابل را شناسایی و آن ها را برآورده ساخت. مانند یک بازاریاب، فروشنده یا حتی یک پزشک. اما کارکردهای اصلی پرسش عبارتند از: 1- کسب اطلاعات 2- کنترل تعامل 3- ایجاد علاقه و کنجکاوی 4- تشخیص مشکلات طرف مقابل 5- ابراز علاقه به طرف مقابل 6- تعیین نگرشها، عقاید و احساسات طرف مقابل 7- به حداکثر رساندن فعالیت طرف مقابل 8- سنجش میزان دانش پاسخ دهندگان 9- تشویق تفکر انتقادی و ارزیابی 10- تشویق اعضای گروه به اظهار نظر در مورد پاسخ های دیگران 11- جلب توجه اعضای گروه از طریق پرسش های غیر مترقبه. (اون هارجی ص113، 1994) البته باید گفت از پاسخ ها مشخص می شود که آیا به اهداف خود دست یافته ایم یا خیر. بنابراین مفید بودن پرسش به مفید بودن پاسخ آن بر می گردد. انواع پرسش: پرسش ها با توجه به زمان، مکان و نحوه به کارگیری، طبقه بندی می شوند. به عبارتی نوع پرسش ها در مشاوره، طبابت، مصاحبه، بازاریابی متفاوت است. حال به بررسی بعضی از این دسته ها می پردازیم:1- پرسش های هدایت کننده: با مطرح نمودن اینگونه سوالات، از شخص مقابل انظار پاسخی خاص و معین داریم. به بیان دیگر این پرسش ها، پاسخ دهنده را به سوی پاسخ مورد نظر هدایت می کند. از کاربرد های این نوع پرسش می توان به موارد ذیل اشاره نمود: الف- شروع تعامل: این دسته از پرسش های هدایت کننده برای شروع گفتگوهای اجتماعی کاربرد دارند و از ویژگی های آن می توان به داشتن پاسخی معین و معمولا صحیح اشاره نمود؛ مثلا«چه روز سردی است؟» ب) تحت فشار قرار دادن شخص مقابل: اینگونه از پرسش ها بدون توجه به احساسات و افکار پاسخ دهنده با تحت فشار قرار دادن او، فقط دارای یک جواب است؛ مثلا«طرفدار کمونیست که نیستید؟» ج- پرسش های جهت دار: اینگونه پرسش ها بر نحوه بیان بسیار تاکید می کنند. هدف استفاده از اینگونه سوالات، تغییر جواب با بهره گیری از بازی لغات است؛ مانند پژهشی که در مورد داروهای ضد درد انجام شد. در این تحقیق، در دو گروه سوالات زیر مورد پرسش قرار گرفت. A) آیا اغلب سر درد دارید ودر این صورت هر چند مدت یکبار؟ B) آیا گاهی سر درد دارید، در این صورت هر چند مدت یکبار؟ برای سوال A که با «اغلب» شروع شده بود، عدد 2/2 در هفته گزارش شد و برای سوال B که با «گاهی» بیان شده بود،عدد بدست آمده 7/0 در هفته بود. با نظر به مطالب فوق نتیجه می گیریم كه استفاده درست از کلمات در پرسش ها باعث کسب پاسخ مورد نظرمان می شود. (لافتوس،1975) 2- پرسش های مرکب: اینگونه از سوالات از ترکیب چند سوال تشکیل می شوند. این پرسش ها وقتی مفید هستند که علی رغم کمبود وقت، باید از طرف مقابل جوابی بگیریم. اما اغلب، پرسش های مرکب باعث گیجی و سر در گمی پاسخ دهنده می شوند؛ چراکه او نمی داند، اول به کدام یک پاسخ دهد؛مثلا:« امروز وقت آزاد دارید؟ بریم سینما؟ اصلا فیلم دوست دارید؟» 3- پرسش های تسجیلی: در این گروه از پرسش ها از طرف مقابل انتظار پاسخ نمی رود، زیرا خود سخنگو به آن ها پاسخ خواهد داد. هدف از بیان این نوع پرسش جلب توجه و جذب مخاطب و همچنین یادآوری اطلاعات توسط آنان می باشد؛ مانند« کیست که خدا را نشناسد؟ » 4- پرسش های غیر کلامی: سوالات غیر کلامی از طریق حالات و حرکات چهره و بدن مطرح می شوند. کاربرد این پرسش زمانی است که به علت کمبود وقت یا دلایل دیگر، نیاز است صحبت های شخص مقابل قطع نشود. مانند بالا بردن ابروها و بیان کلمه «اهوم» که شخص مقابل را به ادامه ی تعامل ترغیب می کند. (کریس کول،1995) اگر در صدد به دست آوردن اطلاعات، عقاید و حتی حقایقی هستید، باید سوالات خود را با لحنی غیر مغرضانه مطرح کنید تا در طرف مقابل حساسیت ایجاد نکند. طرف تعامل تنها زمانی مایل است و می تواند اطلاعات مورد نیازتان را ارائه نماید که به اندازه کافی احساس آرامش کند. پس باید اینطور بیان نمود طرح پرسش بجا و مناسب یک هنر است، هنری که با علم و تجربه حاصل می شود.